أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

65

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

ولى بعداً در اجتماعات و محافل گوناگون ، وضع اجتماعى ملّت را تجزيه و تحليل مىنمود و حقوق و وظايف دولت را تشريح مىكرد ، تا اين‌كه سرانجام نيروى فكرىاش را در متن زندگى سياسى مردم به كار انداخت . اين مرد همان مخلوقى است كه از دوران جوانى به كمك « امير شيرعليخان » در « افغانستان » برخاست ، و به هيچ عنوان و مقامى ، جز مقام زعامت و رهبرى قانع نمىشد ، و مىكوشيد تا دستش را روى سيم‌هاى حساس اداره و امور كشور بگذارد ، آن هم سيم‌هايى پر از حرارت و اضطراب و انقلاب ، و به هر حال بيم و هراسى به خود راه نمىداد ، تا اين‌كه به منظورش نايل گردد . حالا بايد پرسيد ، سيّد جمال‌الدين در « مصر » چه مىخواست ؟ پاسخ اين پرسش اين است كه : در « تدريس مدرسه نظاميه » اراده‌اش توسعهء عقول طلاب و گشودن آفاق تازه‌اى در جهان‌شناسى و تعليم حريّت و باز كردن راه بحث و مجادله به روى آنها بود ، تا اين‌كه طلاب شخصيتى تحصيل كنند ، و آمادهء بحث و انتقاد و مستعد صدور حكم نهايى گردند . چه - مخالف وضع باشد و چه موافق ! و چه با معروف و مألوف باشد و چه مخالف . ولى در تدريس درس‌هاى عمومى ، منظورش اين بود كه مردم را از بندگى حكام آزاد كند و مردم نيز مقام خود را در برابر حاكم و همچنين مقام حاكم را در مقابل خود ، بفهمند ، به طورى كه هر يك حدود خود را بداند و وظيفه‌اش را انجام دهد ، به اين توضيح كه اگر حاكم از اين توضيح تجاوز كند ، ملّت با صراحت تمام و صداى بلند ، بگويد : « نه » .